اول از همه بگم که سعی می کنم اسم افرادی که در نوشته من متهم  هستند را نیاورم

امروز رهبر انقلاب در دیدار اساتید و کارشناسان تخصصی مهدویت مطالبی را ابراز کردند که تقریبا سه ماه ذهن من را درگیر کرده بود ، خداوند از سر تقصیرات من بگذره که این افکار یواش یواش داشت من رو نسبت به ایشون بدبین می کرد

بعد از مسائلی که بر سر مستند جنجالی و خنده دار ظهور بسیار نزدیک است پیش آمد ، منتظر بودم تا ایشان نسبت به این مسائل واکنش تندی نشان دهند ، مساله ای که ذهن من را درگیر کرده بود ، سکوت رسانه ای ایشان در برابر این مسائل بود ، تنها اتفاقی که من را همچنان امیدوار نگه می داشت دستگیری افرادی بود که در تهیه این مستند دست داشتند و موسوم به گروه انحرافی بودند . مطمئن بودم که قوه قضائیه ، در مساله برخورد با این گروه از مقامی بالاتر دستور می گیرد ، چون متاسفانه متهمین اصلی از نزدیکان شخص دوم مملکت بودند . ولی با این حال نمی توانستم سکوت رسانه ای ایشان برای خودم هضم کنم.

خدا را شکر امروز ایشان سکوتشان را شکستند و بر منحرف بودن این عقاید تاکید کردند . معنی این سکوت چه می توانست باشد ؟ کنترل اوضاع حساس ایران ؟ فرصت دادن به شخص دوم مملکت برای برائت از این گروه ؟ صبر برای مشخص شدن حقیقت و متهمین اصلی ؟ به هر حال با توجه به سابقه ایشان در تصمیم گیری های خردمندانه ، مطمعنا تصمیم ایشان ، در این مقطع حساس هم از سر دلسوزی برای نظام اسلامی بوده است

یادم میاد تقریبا یک سال پیش در مطلبی با عنوان معجزه هزاره سوم ، گفتم که به دکتر احمدی نژاد رای ندادم ، چون یکسری انسان عجیب و غریب در اطرافش فعالیت می کنند . خدا را شکر آنهایی که در زمان انتخابات من را متهم به نداشتن بینش سیاسی و بصیرت می کردند ، و هزار جور لقب ریز و درشت به من می دادند که خیلی هایش را اگر بنویستم وبلاگم به صورت اتوماتیک به سایت پیوندها می پیوندد !!!!!! ،  امروز و تنها پس از ۲ سال ، اگر در یک جمع دوستانه و فامیلی من را ببینند ، سعی می کنند با من هم کلام نشوند .

امروز به صورت اتفاقی به یکی از وبلاگهای حامی سرکرده منحرفین وارد شدم  ، ایشان را فردی روشنفکر توصیف کرده بودند ، اندکی پس از ورود به این وبلاگ احساس کردم صدای خوانندگی یک ضعیفه می آید ، گفتم خداوند همسایگان ما را به راه راست هدایت کند ، پس از اندکی دقت دیدم که این صدا از هدفون کامپیوترم پخش می شود !!!!!! جل الخالق !!!!! حالا نگو این صدا را بر روی این وبلاگ گذاشته بودند . اگر روشنفکری اینه ، من می خوام تاریک فکر باشم .

این روزها دیگه حالم بهم می خوره برم توی بعضی از خیابونای تهران . دیگه نه حیایی مونده و نه غیرتی . یکی سه میلیارد تومن پول میده و یه ماشین بوگاتی می خره ، یه خانواده هم باید ۴ نفری روی یک موتور بشینند . دختری پنج ساله با پدرش کارگری ساختمان می کند تا شرافتمندانه زندگی کنند ، یکی برای سگ دخترش شامپو می خره دویست هزار تومن .

خدایا اگر اینها نشانه آخرالزمان نیست ، من تحمل دیدن آخرالزمان را ندارم

الهم عجل لولیک الفرج